داستان برخورد شهاب سنگ در ایران

  • زمان : ۹۴/۷/۲۳،‏ ۱:۱۶
  • نمایش : ۱٬۰۴۸ دفعه
  • موضوع : رازنامه

نیمه شب روز پنجشنبه،به وقت مرکزی ایران و اولین دقایق بامداد روز جمعه ۹مرداد ماه بود که بر اساس قرار قبلی در حال آماده شدن برای ضبط اپیزود 22 برنامه رادیو راز بودیم. موضوع برنامه ما سفر کاوشگر افق های نو و داده هایی بود که از برخورد نزدیکش با پلوتو برای ما ارسال کرده بود. در حال آماده کردن مقدمات ضبط بودیم که پژمان مسیجی داد که تو خبری از این شهابسنگ داری؟ طبیعتا من خبری نداشتم و لینکی را که پژمان برایم ارسال کرده بود مطالعه کردم. خبری از خبرگزاری فارس مبنی بر اینکه گزارش هایی از برخورد شهابسنگی عظیم منتشر شده است که چندین روستا را در سه استان تحت تاثیر قرار داده است.
حتما شما تا الان با داستان آشنا هستید برای همین اجازه بدهید از جزییات آن بگذرم.
اگر این خبر صحت می داشت می توانست رویدادی بسیار بزرگ و با اهمیت باشد. اگر در این رویداد ، برخوردی رخ داده بود که چندین استان را تحت تاثیر خود قرار داده باشد یکی از چشمگیرترین رویدادهای برخوردی پس از حادثه روسیه در سال 2013 می بود.
برای همین باید به سرعت دست به کار می شدیم.
برای اینکه بتوانیم سوال های درستی بپرسیم باید فرضیه هایی را مطرح می کردیم و برای این کار اولین قدم این بود که داده های دقیق تری نسبت به یک خبر مشکوک به دست آوریم. پژمان بلافاصله با یکی از دوستانمان که نزدیک به منطقه بود تماس گرفت. خود او چیزی ندیده بود اما گفت که برادرش (که منجم آماتور رصدگری است)شب هنگام آذرگویی درخشان را در آسمان رصد کرده است. رویت آذرگوی به خودی خود چیز عجیبی نیست. به خصوص اینکه چندین بارش شهابی فعال در این دوره وجود دارند. بارش اتا دلوی جنوبی که منشا آن دنباله دار ماخولز است. بارش آلفا جدی که منشا آن دنباله دار نیت است و همچنین در آستانه بارش معروف و مهم برساوشی قرار داریم که منشا آن دنباله دار سویفت –تاتل است.
اما بلافاصله انبوهی از خبرهای ضد و نقیض در رسانه های رسمی و شبکه های اجتماعی در حال انتشار بودند. در همین بین یکی از دوستان از یکی از خبرگزاری ها با من تماس گرفت تا درباره داستان سوال کند.اما بلافاصله انبوهی از خبرهای ضدونقیض در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی در حال انتشار بودند. در همین بین یکی از دوستان از یکی از خبرگزاری‌ها با من تماس گرفت تا درباره داستان سوال کند. من به‌طور طبیعی او را به یکی از دوستان قدیمی حامد پورخرسندی معرفی کردم تا اطلاعات دقیق را از او بگیرد.در همین حال دوستان دیگر ازجمله سیاوش صفاریان پور، کاظم کوکرم، محمدجواد ترابی، پیمان اکبرنیا، آریا صبوری و بعدتر نفیسه نعیمی پور و اسدالله قمری نژاد نیز با تشکیل گروهی مجازی به دنبال کردن داستان ادامه دادند.
وقتی تعداد خبرهای غیر قابل تایید زیاد می شود شما باید راهی پیدا کنید که بتوانید درست ها را از نادرست ها تشخیص دهید. برای همین من فرض کردم که این خبرها درست باشد. در این صورت دو اتفاق ممکن است رخ داده باشد. نخست اینکه یک شهابسنگ بزرگ یا یک زباله فضایی با ابعاد قابل توجه با زمین برخورد کرده است و موج انفجار آن و قطعات جدا شده از آن در هنگام ورود به جو زمین بازه وسیعی را در سه استان تحت پوشش قرار داده است. در این صورت برخورد حاصل از قطعه اصلی چنین شهابسنگی لرزش هایی را ایجاد می کند که ابزارهای لرزه نگاری کشوری می توانند آن را ثبت کنند. اولین قدم بررسی پایگاه های لرزه نگاری بود. نه در پایگاه لرزه نگاری سازمان لرزه نگاری ایران و نه در بانک مونیتورینگ همزمان لرزه های جهان خبری از لرزه ای در نواحی گزراش شده نبود. بنابراین باید ایده یک برخورد بزرگ را کنار گذاشت.
احتمال دوم اینکه همانند حادثه روسیه قطعه شهابواره بزرگی در جو منفجر شده است و موج انفجار آن باعث ایجاد خسارت در نواحی عظیمی شده است و در عین حال بخشی از آن به صورت شهابسنگ در منطقه ای سقوط کرده باشد.
این هم چندان با گزارش هایی که به دست می رسید سازگاری نداشت. تعدادی از کسانی که با آنها تماس گرفتیم با وجودی که در شعاع مورد نظر برخوردی بودند نه چیزی شنیده بودند و نه ردی در آسمان دیده بودند. مسولان هلال احمر خبر داده بودند که هیچ خبری از خسارت ندارند و اگر مردم می دانند کجا خسارت دیده است بگویند تا آنها مراجعه کنند و بدین ترتیب به نظر می آمد این گزینه هم درست نباشد.
در عین حال برای اطمینان، گزارش های گروه های رصدگران و نظارت بر زباله های فضایی را هم بررسی کردیم. همچنین گزارش هایی از پرتاب های فضایی 72 ساعت قبل را و هیچ کدام در بردارنده موردی نبود که بتوان آن را با این رویداد مرتبط کرد.
در همین حال اما گزارش های جدیدی منتشر شد که شاید داستان را روشن تر می کرد. این گزارش ها از مشاهده آذر گوی های پرنوری بود که در برزیل و آرژانتین رصد شده بود. در یک نمونه فیلمی از این آذرگوی در آرژانتین منتشر شد که نشان از یک زمین خراش پرجرم می داد.
با آغاز روز تعدادی از دوستان توانستند با افراد محلی تماس بگیرند،پژمان هم به یکی از مناطق مورد اشاره در خبرهای شب قبل که در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری تهران بود رفته بود و البته هیچ خبری از عارضه ای شبیه به یک شهابسنگ وجود نداشت و بلافاصله داستان برخورد شهابسنگ جای خود را به تکذیب داد.
دوستان ما در مجله نجوم هم با همکاری حامد پورخرسندی فرمی اینترنتی را برای جمع آوری گزارش های مردمی از مشاهده آذر گوی یا شهاب درخشان آماده کردند که در وبگاه نجوم و شبکه های اجتماعی ما منتشر شد. البته هنوز نتایج این گزارش ها منتشر نشده است و شاید دلیل آن این باشد که دوستان می خواهند کار تحقیقی روی آن انجام دهند که البته این تضادی با اطلاع رسانی در زمینه داده های جمع شده ندارد.
در این فاصله تصاویری نیز منتشر شدند. تصاویری که بخشی از آن هامشخصا مربوطبه رویدادهای دیگر بود و تعدادی از آن ها ممکن بود تصاویر واقعی باشد. همه آن ها نشان از یک یا چند آذر گوی درخشان داشتند.
بدین ترتیب چیزی که می شد پس از ۴۸ساعت با قطعیت گفت این بوده که تعدادی آذرگوی فوق درخشان دیده شده است. در این بین باشگاه خبرنگاران جوان گزارشی از برخورد یک قطعه شهابسنگ منتشر کرد. در این گزارش ویدیویی، شخصی محلی توضیح دقیقی از حادثه را می داد و قطعه سنگ برخورد کرده ی کشف شده نیز در فیلم نشان داده می شد.
ظاهر این توضیحات و همچنین ظاهر این سنگ یک رویداد شهابسنگی بسیار شبیه است. دوستانمان در محل در تلاش بودند تا نمونه ای از این سنگ را به دست بیاورند. اما نکته مهم این جا است که اصولا وجود شهابسنگ در چنین رویدادی عجیب و غیر منتظره نیست.
معمولا آذرگوی های فوق العاده درخشان همیشه این احتمال را با خود دارند که قطعاتی از شهابواره شان از فرآیند سوختن در جو زمین نجات یافته و به زمین سقوط کند. البته شما با دیدن یک آذر گوی نمی توانید محل سقوط شهابسنگ احتمالی را پیدا کنید و باید این قدر خوش شانس باشید که دو نفر دیگر با فاصله از شما آن را دیده باشند تا بتوان با روش مثلث بندی محل احتمالی برخورد را پیدا کرد. به همین دلیل آن گزارش های رصدی می تواند نقش مهمی ایفا کند.
اما اینکه دست بر تصادف شخصی شاهد برخورد شهابسنگ باشد نه موضوع عجیبی است و نه داستانی بی سابقه .
اما آیا ممکن است این آذرگوی های درخشان مربوط به این بارش های فعال و نیمه فعال باشند؟ حداقل الان من نمی توانم جوابی به این سوال بدهم چون گزارش ها و اطلاعای از جهت رویت و کانون احتمالی آنها را ندارم. اگر بر اساس گزارش ها مشخص شود که این شهاب ها کانون مشترکی با بارش های فعال داشته باشند طبیعتا چنین نتیجه گیری را می تواند انجام داد. اما در قالب یک حدس علمی به نظرم این اتفاق فوق العاده محتمل است.
اگر به نحوه شکل گیری بارش های شهابی نگاه کنید می بینید که آنها یادگارهایی از گذرهای قبلی هسته های دنباله دارها از نزدیکی زمین هستند. ذرات هسته این دنباله دارها پس از عبور دنباله دار در یک مکان مشخص باقی نمی مانند و تحت تاثیر رویدادها ی گرانشی در کنار هم مجتمع شده و درون توده ی باقی مانده رشته های مختلفی را می سازند. زمین در هر بار عبور خود الزاما همه این رشته های درون یک توده را جاروب نمی کند. در طول گذرهای متعدد زمین ، ممکن است برخی از این رشته ها دست نخورده باقی بمانند. در چنین شرایطی رشته های سالخورده درون توده معمولا از ذرات کوچک تر خالی شده و هسته های بزرگ تر د رآن ها ،در کنار هم قرار می گیرند. بنابراین اگر زمانی زمین به یکی از این توده های باستانی و دست نخورده برخورد کند به یک باره آن بارش – حتی اگر به طور طبیعی چندان جشمگیر نباشد – می تواند شگفتی ساز شود. برخورد یک باره تعداد زیادی از هسته های بزرگ با جو زمین تعداد زیادی آذر گوی و شاید زمین خراش را تولید می کند که داستانش شبیه به آن چیزی است که در رویداد پنجشنبه شب ایران و جهان دیده شده است.
چنین اتفاقی پیش تر هم بارها افتاده است و یکی از معروف ترین آن ها برخورد زمین با توده ای باستانی از یکی از رشته های دست نخورده دربارش اسدی سال ۱۳۷۸ بود.
درباره پوشش رسانه ها از این رویداد حرف های زیادی می توان زد و البته نقدهایی وارد است. عجله در انتشار خبر و بررسی نکردن پیشینه آن و خبر قطعی دادن وقتی هنوز قطعیتی در کار نیست از سوی دیگر می توان نقدی هم بر ایده عدم انتشار داده های درست – بر مبنای اطلاعات موجود – با اهداف دیگر وارد کرد.مثلا این فرض که رسانه های علمی اطلاعاتی را از مردم پنهان کنند تا محققان فرصت داشته باشند سر فرصت کارشان را انجام دهندیکی از این نقدهاست. کار حرفه ای محققان و کار حرفه ای رسانه ها تضادی با هم ندارد.
ولی در سوی مثبت داستان توجه جدی و پیگیری مداوم گروهی از روزنامه نگاران کشور و تلاش آن ها برای اصلاح دیدگاه ها را می توان ستود. اگر روزنامه ایران در صفحه اول خود تصاویر اشتباهی را منتشر می کند، جام جم و هفت صبح و روزنامه های دیگر ستون هایی دقیق درباره توضیح رویدادها می نویسند.
این خبر خوبی است. اگرچه ما هنوز تا یک فضای رسانه های علمی فاصله داریم اما حالا در سبد ما جنس خوب و بد قرار دارد که می توانیم انتخاب کنیم.